محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1093
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
[ حديث سنباد مغ ] و به دهى از ديههاى نشابور مغى بود سنباد نام بود . ابو مسلم او را نيكو داشتى . و او را خواستهء بسيار بود . پس چون خبر كشتن بو مسلم به دو رسيد غمگين شد و گفت : حق بو مسلم بر من واجب است كه من اين خواسته را همه به طلب خون بو مسلم خرج كنم . و چون خواسته نماند ، جان بدهم . و خواسته ها را بيرون فگند و كسها به طلب خون بو مسلم خواند . و بو مسلم را به خراسان شيعت بسيار بودند . و اين از پس كشتن بو مسلم بود به دو ماه مقدار شصت هزار مرد بر اين مغ گرد آمدند و روى از نشابور به عراق نهادند و تا به رى بيامدند با اين سپاه . و منصور خبر يافت و مردى را به حرب او بيرون كرد نام او جهور بن مرّار العجلى . بيامد با ده هزار مرد ، و ميان همدان و رى با سنباد برابر شد و حرب كرد ، و سنباد شكسته شد ، و به رى بازآمد به هزيمت . و از رى به گرگان شد . و اصفهبد گرگان هرمز بن الفرجان ( ؟ ) او را بگرفت و بكشت به فرمان منصور . و چون سنباد به رى آمد با سپاه ، خزينهء بو مسلم آنجا يافت برگرفت و گفت من بدين خواسته حقترم كه من به طلب خون خداوند اين خزينه همى شوم . پس چون جهور سنباد را بكشت ، آن همه خزينه ها و خواسته ها به دست وى افتاد و ترسيد كه اگر باز نزديك منصور